خوانش
پرونده‌های دوشنبه

نوستالوژی مورچه‌ها
نقدی بر طلابازی، نوشته امیرحسین شربیانی

رمان طلابازی نوشته‌ی امیر حسین شربیانی را شاید بتوان با سه محور نقد و بررسی کرد. یکی در چارچوب نظریه نامتعارف و تمایل‌‌های همجنس‌گرایانه- دومین محور تکیه روی موتیف مورچه شدن که آغاز گر رمان و ماجرای اصلی هم هست - و محور سوم، نوستالوژی و بازگشت به گذشته. از این میان به نظر می‌رسد نوستالوژی هم پوشانی بیشتری با عناصر رمان دارد اگر چه، دانستن دو محور دیگر هم به باز شدن ساختار داستان کمک می کند.
مولود قضات

 رمان طلابازی نوشته‌ی امیر حسین شربیانی را شاید بتوان با سه محور نقد و بررسی کرد. یکی  در چارچوب نظریه نامتعارف و تمایل‌‌های همجنس‌گرایانه- دومین محور تکیه روی موتیف مورچه شدن که آغاز گر رمان و ماجرای اصلی هم هست - و محور سوم، نوستالوژی و بازگشت به گذشته. از این میان به نظر می‌رسد نوستالوژی هم پوشانی بیشتری با عناصر رمان دارد اگر چه، دانستن دو محور دیگر هم به باز شدن ساختار داستان کمک می کند.

مدافعان نظریه نامتعارف  عقیده دارند که هویت‌ها تثبیت شده و استوار نیستند و نمی توانند آن چیزی را که ما هستیم معین کنند. هویت‌ها فرایندهایی بر ساخته‌ی تاریخ و جامعه اند که هم خصلتی سیال دارند و هم می‌توان در مورد آن‌ها چون و چرا کرد. از همین روی لزوماً یک رشته از هویت‌های دیگر را ندیده می‌گیرند. مثلاً، مردان هم‌جنس‌گراییی که کلیمی اند یا زنان کلیمی‌ای که هم‌جنس‌گرایند. از همین روی در نظر گرفتن آدم‌ها بر مبنای یک ویژگی مشترک واحد در مورد بیشتر آدم‌ها امکان ناپذیر است. زیرا ویژگی‌های بی شمار دیگری نیز هستند که آدم‌ها را از هم متمایز می‌سازند ولی به خاطر تأکید بر یک ویژگی واحد، در نظر گرفته نمی‌شوند. در نتیجه، یکی از هدف‌های نظریه‌ی نامتعارف، مقابله با مفاهیم هویت ثابت و دفاع از یک طرح هویتی بازتر و در برگیرنده‌تر است. 

این مقدمه را آوردم که بگویم، ویژگی‌ِ خاصی که در رمان طلابازی ابتدا تو چشم می‌زند گرایش‌ همجنس‌خواهانه و چراییِ علاقه و ارتباط اشکان و پیمان است که، به نظر من، شاید نتواند الگوی مناسبی برای همه‌ی ویژگی‌های پیمان باشد.

از نگاهی دیگر، داستان با این جمله شروع می‌شود:« آقا پیمان، فکر کنم، داریم مورچه می‌شویم.»

اصطلاح « مورچه شدن» جدای از اینکه ایجاد لحن و طبقه می‌کند، مفهومی فراتر هم می‌تواند داشته باشد.

شاید، بتوان این اصطلاح را کنایه‌ای از وضعیت پیمان دانست. مورچه‌ها چند تا خصوصیت بارز دارند برای ما. یکی پشت کارشان است، یکی کوچکی دنیایشان و اینکه اشراف ندارند به موقعیت مکانی و زمانی خودشان. جمعی زندگی کردن و اینکه اگر آذوقه به اندازه کافی جمع نکنند از طرف گروه ترک یا تکه تکه می‌شوند هم هست. زندگی پیمان شباهت زیادی با همه‌ی این خصایص دارد. دانه‌ای را که به دهان گرفته هر بار تورج از دهانش می‌گیرد. از نگاه کلی تر پیمان اشراف به موقعیت نداردـ پیمان وقتی با اشکان و دخترها آشنا می‌شود انگار اولین بار است از لانه‌اش بیرون زده و نمی داند با این موقعیت چه کار کند و خیلی زود درگیر مسائل عاطفی می‌شود. در نهایت همه‌ی سرمایه اش را روی پای ملخی قمار می‌کند و مهمانی می‌گیرد در حالی که می‌داند تکه‌تکه خواهد شد.

 

 

دیدگاه‌ها و نظرات