ترجمه‌ی پاره‌ی هجده از بخش دو «لولیتا» نوشته‌ی ناباکوف منتشر شد
«کلک! پیش خودم فکر کردم کلک می‌زند تا از ناز و نوازش‌های من فرار کند؛ من هم بدجوری تشنه بودم؛ اما همین‌که آمدم نوازش‌اش کنم، به طرز عجیب و بی‌حالی شروع کرد به ناله‌کردن. لولیتا ناخوش شده. لولیتا می‌میرد. پوست‌اش داغ و سوزان بود!»