مرزهای روایت گری- رابطه توصیف و روایت در داستان از منظر ژرار ژنت
توصیف شاید بتواند مستقل از روایت فهمیده شود ولی در واقع آن را تقریبا هیچگاه به حالت آزاد پیدا نمی کنیم ؛ خود روایت هم نمی تواند بدون توصیف وجود داشته باشد، ولی این وابستگی مانع این نمی شود که روایت دائما نقش اول را بازی نکند. توصیف به صورت کاملا طبیعی (ancilla narrationis) ( غلام حلقه به گوش روایت‌گری ) است. غلام همیشه لازم، ولی همیشه مطیع که هیچ وقت آزاد نمی شود. ژانرهای روایی مثل حماسه، حکایت، داستان کوتاه و رمان وجود دارند که توصیف در آنها می تواند جایگاه بسیار والایی را اشغال کند، یعنی ببینیم که بیشترین بخش در آنها مربوط به توصیف باشد، بی آنکه در هیچ حال، انگار از روی قصد، کمک و یاور ساده ی روایت‌گری نباشد. در عوض ژانرهای توصیفی وجود ندارند، و در بیرون از حوزه ی آموزشی ( یا داستان های نیمه آموزشی همانند داستانهای ژول ورن ) مشکل بتوان اثری تصور کرد که شامل روایت‌گری باشد که به عنوان کمک و یاور توصیف عمل کند.