رُمان در مخاطره

چندسالِ پیش، «امیر احمدی آریان» در سرمقاله‌ی پرونده‌ای درباره‌ی یک داستان از هوشنگ گلشیری نوشته بود: «آقایان فلاسفه و نظریه‌پردازان در مملکتِ ما داستان نمی‌خوانند، و به‌طریق اولی، داستان ایرانی نمی‌خوانند...». در وضعیتِ کنونی اما می‌توان این قول را با اندکی تغییر چنین نوشت: «آقایان/خانم‌های نویسنده و منتقد در مملکتِ ما رمان ایرانی نمی‌خوانند...». شاید باورش سخت باشد، اما وضعیت همین‌قدر وخیم است.

سرمقاله‌ی شماره‌ی 144 «کتاب‌هفته‌خبر»

رُمان در مخاطره1

سیدفرزام حسینی

 

چندسالِ پیش، «امیر احمدی آریان» در سرمقاله‌ی پرونده‌ای2 درباره‌ی یک داستان از هوشنگ گلشیری نوشته بود: «آقایان فلاسفه و نظریه‌پردازان در مملکتِ ما داستان نمی‌خوانند، و به‌طریق اولی، داستان ایرانی نمی‌خوانند...». در وضعیتِ کنونی اما می‌توان این قول را با اندکی تغییر چنین نوشت: «آقایان/خانم‌های نویسنده و منتقد در مملکتِ ما رمان ایرانی نمی‌خوانند...». شاید باورش سخت باشد، اما وضعیت همین‌قدر وخیم است. وضعیتِ ادبیات –چه از نوع ترجمه و چه تألیف- در ایرانِ امروز، چندان مطلوب نیست و چنگی به‌دل نمی‌زند، تیراژها درعین کثرتِ کتاب‌ها، محدودند. البته در این میان، وضعیتِ ادبیاتِ ترجمه بهتر است، ترجمه‌ی رمان‌ها و مجموعه‌داستان‌های خارجی تا چندین چاپ می‌روند که البته همین میزان هم با توجه به جمعیتِ هشتاد میلیونیِ ما، اندک است. اما رمان و داستان‌کوتاه از نظرِ چاپ و خوانده‌شدن، وضعیت رقت‌باری دارند، بحثِ شعر را نمی‌کنیم که اصلا از فرط وخامت، گریه‌دار است.

پرونده‌ی پیشِ رو، که بررسی وضعیت رمان فارسی مشخصا در پنج‌سالِ اخیر است، قرار بود شکل‌وشمایلی دیگر پیدا کند، شکل‌وشمایلی البته نه‌چندان متفاوت با آن‌چه که هست، اما قرار بود از رهیافت‌های دیگری به بررسی وضعیتِ اکنون بنشینیم که نشد. قصد و نیتِ ما این بود که جمعی از صاحب‌نظرانِ عرصه‌ی رمان –از منتقد تا نویسنده- که در این پنج‌سال رمانی منتشر نکرده‌اند، رمان‌های منتخب خود را معرفی کنند تا آماری داشته باشیم و براساس آن آمار، لیستی را برای خوانده‌شدن –و فقط خوانده‌شدن، نه جایزه و برگزیده و...- معرفی کنیم، اما چنین نشد، خواستیم و نشد. بزرگ‌ترین مشکل این بود که عمده‌ی این صاحب‌نظران –فارغ از دانش و سوادشان- در این پنج‌سال رمان منتشر کرده‌ بودند و طبعا درست نبود که در این نظرسنجی شرکت داشته باشند، جمعی دیگر –و البته اندک- هم که چنین نبودند و به‌هردلیلی در این پنج‌سال رمانی منتشرنکرده بودند، یا حاضر به شرکت در این نظرسنجی و انتخاب نشدند، و یا اظهار داشتند که ما چیز خاصی در این سال‌ها نخوانده‌ایم. و وخامتِ اوضاع از همین‌جا ناشی می‌شود که دوستانِ نویسنده و منتقد که باید اصلی‌ترین کاروبارشان خواندنِ آثار وطنی باشد، نخوانده‌اند و یا در انتخاب محافظه‌کاری به خرج می‌دهد. چنین وضعیتی خطرناک است، درواقع آن‌چه نوشته می‌شود را اهالی فن و نویسندگان نمی‌خوانند –به‌هردلیلی- در چنین وضعیتی چطور می‌شود از مردم و یا حتی اهالی جدی ادبیات انتظار داشت که رمان بخوانند. چنین انتظاری بیهوده می‌نماید و عبث. نویسنده‌ای که از وضعیت و کیفیتِ کارهای هم‌صنف‌اش بی‌اطلاع است و یا اظهار بی‌اطلاعی می‌کند، چطور می‌تواند در این فضا بنویسد و مدعی شناخت باشد؟

بنابراین و از آن‌جایی که مصر بودیم چنین پرونده‌ای را منتشر کنیم –و این وضعیت بیشتر تحریک‌مان کرد- سازوکارِ دیگری را برگزیدیم؛ پس با مشورت دوستانِ داستان‌نویس و منتقد، لیستی فراهم آمد از بیش از دویست رمان ایرانی که از سالِ 1390 تا انتهای پاییزِ 1395 منتشر شده‌اند و بازهم با مشورت همان دوستان و با عنایت به آن‌چه در این پنج‌سال در نشریات و محافل گذشته بود، بیست رمان را انتخاب کردیم و از این بیست رمان، مروری داشتیم بر ده‌تایی که نسبت به ده رمانِ دیگر، به‌هردلیلی کم‌تر دیده شده بودند و یا ما فکر می‌کردیم باید بیشتر دیده شوند و پرونده فراهم شد. اما تاکید بر این نکته ضروری‌ست که انتخاب این بیست رمان از سویِ تحریریه کتاب‌هفته‌خبر در مشورت با چندتن از صاحب‌نظرانِ عرصه‌ی داستان و نقد بوده است و به‌هیچ‌وجه مبنی بر برتری قطعی این آثار بر دیگر آثارِ انتخاب‌نشده نیست. و بازهم اشاره به این مسئله ضروری‌ست که ما قرار نبوده بیست رمان و یا به‌تعبیری بیست نویسنده برگزینی و به آن‌ها جایزه بدهیم، بلکه صرفا این بیست رمان را به برای خواندن به خواننده‌ی احتمالی(!) رمان فارسی پیشنهاد می‌دهیم، تا شاید از این رهگذر، تاثیری اندک گذاشته باشیم در فضای مطالعه و غربالی‌گری آنچه در این پنج سال بر رمان فارسی گذشته است. آن‌چنان که خواهید خواند، در این پرونده کوشیده‌ایم از چندمنظر به‌ آسیب‌شناسی وضعیت رمان‌ها با تکیه بر مهم‌ترین مولفه‌های‌شان بنشینیم، بی‌آنکه قصدِ رد و یا تایید قطعی کس یا متونی را داشته باشیم، گرچه بی‌شک تحریریه‌ی مجله، مانند دیگر مجلات جاری، بی‌موضع در برابر آن‌چه گذشته و می‌گذرد، نیست.

 

پی‌نوشت:

  1. تیتر را از عنوانِ یک کتابِ «تزتان تودوروف، فیلسوفِ ادبیات بزرگ معاصر که به‌تازگی درگذشت، وام گرفته‌ام. عنوان اصلی چنین است: «ادبیات در مخاطره»(نشر مرکز، ترجمه‌ی سیدمهدی شجاعی).
  2. ماهنامه‌ی اینترنتی رُخداد، شماره‌ی 5، اردیبهشت 1388، مقدمه، امیر احمدی آریان.

برچسب‌ها

مطالب مشابه