آیا شما هم آقای پ را می بینید؟

روان پویه ‌شناسی اگزیستانسیال، مواجهه روان انسان با هستی را منشا ایجاد چهار دلواپسی غایی در وجود او می­داند که شامل « تنهایی، مرگ، آزادی و پوچی» است. این چهار دلهره، نقش مهمی در هر یک از سطوح ساختار روانی فرد را بر عهده دارند. رمان « انتخواب» نوشته حسین رحمتی­زاده، بر این پایه است که شکل می­گیرد.

فائزه مالک پور

روان پویه ‌شناسی اگزیستانسیال، مواجهه روان انسان با هستی را منشا ایجاد چهار دلواپسی غایی در وجود او می­داند که شامل « تنهایی، مرگ، آزادی و پوچی» است. این چهار دلهره،  نقش مهمی در هر یک از سطوح ساختار روانی فرد را بر عهده دارند. رمان « انتخواب» نوشته حسین رحمتی­زاده، بر این پایه است که شکل می­گیرد.

جهان داستانی « انتخواب »، جهانی نا امن و غیر قابل اعتماد است که مانی، شخصیت اصلی این رمان با آن در جدال است. ما شاهد کشمکش راوی، هم با درون خود و هم با دنیای بیرون و آدم­های آن هستیم. کشمکش درونی راوی با خود، جایی ست که دلهره­های غایی، یکی پس از دیگری نمودار می­شوند. مانی شصت ساعت است که نخوابیده و دلیل آن را ترس از مرگ عنوان می­کند. انسان با توجه به عمر محدود خویش و وجود واقعیت مرگ، همواره به خاطر کارهایی که انجام نداده، دچار اضطراب است. ریشه این اضطراب، از منظر روان پویه شناسی اگزیستانسیال، ترس از مرگ و ترس از نیستی، پیش از رسیدن به خواسته ها، می تواند باشد. مانی رابطه عاشقانه خویش را رها کرده و حسرت از دست دادن رابطه­اش با نیلوفر به عنوان کاری ناتمام و رها شده، همواره با اوست. فرار مانی از رابطه، ریشه در دلواپسی­های بنیادین دیگری نیز دارد.

دلهره دیگر مانی، ترس از تنهایی و از داشتن مسئولیتی­ ست که در انتخاب یا عدم انتخاب آن آزاد است. مانی رابطه عاشقانه خویش را رها می­کند زیرا از مسئولیت عشق و تعهد می­ترسد و از مسئولیت پذیری خود نیز اطمینان ندارد. او تاب حجم سنگین عشق را ندارد و به جای مواجهه و قبول آن، از انجام آن سرباز می زند.

 راوی به تنهایی درون فردی و بین فردی دچار است. تنهایی بین فردی در مانی اینگونه تعریف می­شود؛ او فردی جدا افتاده است، زیرا دارای احساسات متضاد درباره صمیمیت و همچنین دارای بی­اعتمادی به آدم هاست، علاوه بر این، نگاه قضاوتگر او نیز، مانع از تعاملات اجتماعی پیش رونده است.

تنهایی درون فردی نیز زمانی نمودار می شود که اجزای مختلف وجود انسان دچار گسستگی شود و تجربه های ناخوشایند خود را، از حیطه آگاهی خود جدا کند. این، زمانی رخ می­دهد که انسان آرزو و خواسته خود را قربانی اجبارها کند و همچنین به قضاوت و خواسته خود بی اعتماد شود.

راوی جهان نا امن را پس می­زند و جهان نیز او را. در دنیای او اعتماد ممکن نیست. ترس از تنهایی و طرد شدن در او به واکنش همسان می­رسد. او آدم ها را طرد می­کند. بهارک، دوست راوی، به عنوان آخرین نقطه اتصال راوی به جهانی ست که می توان به آن تکیه کرد. او سعی می کند برای لحظه ای هر چند کوتاه مسئولیت وجود بهارک را بپذیرد و با این کار احساس رضایت می کند. او بهارک را برای چند لحظه، جایگزین رابطه قبلی خود می کند اما واقعیت روی دیگری دارد. سرکوب و جابه جایی، تسکینی بر دلهره­های او نیست.

 پوچی، از دیگر دلواپسی های انسان، در روایت مانی مشهود است. تنهایی او به انزوا رسیده است. او دست به هیچ کاری نمی زند. انسان برای بقا، نیاز به حرکت دارد و انگیزه  به عنوان  یک اصل  برای حرکت ، از زندگی او حذف شده است. برای زندگی او عشق، منشا حرکت بوده است، از همین رو ست که زندگی­اش دچار معناباختگی و پوچی می شود.

 

پایان رمان، پایانی غافل گیرکننده دارد. دنیا به بالاترین درجه از سیاهی و نا امنی می­رسد، مانی به تنهایی بزرگتری رسیده است، اینکه انسان موجودی تنهاست و بار مسئولیت، رنج و آزادی او در انتخاب، تنها و تنها بر دوش خودش است. این همان چیزیست که از آن با عنوان تنهایی اگزیستانسیال نام می برند. در پایان مانی، مانند  دوستش، حمید، به دنیای ذهن خود پناه می برد. حمید، دوستی خیالی به نام آقای پ دارد، در پایان، راوی نیز ، آقای پ را ملاقات می­کند.

با وجود اینکه گاه ردپای نویسنده، از پس شخصیت مانی،پدیدار می­شود و نظرگاه نویسنده و مداخله او در جهان داستان، از بافت داستانی بیرون می­زند، اما بی پروایی او در بیان واقعیات درباره پوچی انسان معاصر ، از نقاط جذاب رمان « انتخواب» محسوب می­شود؛ علاوه بر این، گزینش نام « انتخواب »، با توجه به املای آن و ترکیب دو کلمه با یکدیگر، که گویی به انتخاب­های انسان نه از روی آگاهی و هوشیاری، که از روی ترس های او اشاره دارد، گزینشی خلاقانه است. 

نویسنده توانسته است در این رمان کوتاه، به عمیق ترین و بنیادی ترین رنج های وجودی بشر بپردازد، ترس ها و رنج هایی که منشا آن هستی و ناشی از رویارویی بشر با مسلمات هستی ست.

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها و نظرات

مطالب مشابه