درباره‌ی رمان «دریای خاکستری» نوشته‌ی مولود قضات

"سلسله‌ی موی دوست حلقه‌ی دام بلاست[1] "

اگر بتوان هشت سال اول زندگی کودک را سالم بار آورد، می‌توان امید به این داشت که در بزرگسالی با فردی کاملا سالم از نظر روانی روبرو شد.سئوال مهمی که باید پرسید این است که، این آسیب‌ها در این هشت سال اولیه چگونه به وجود می‌آید؟ در نگاه کلی می‌توان جامعه را مقصر دانست و پدر و مادر که نقش مجرای اصلی را برای این آسیب های اجتماعی بازی می‌کنند و این فرآیند آسیب زنندگی در یک دورباطل هم قرار می‌گیرد. فرزند از والدین خود آسیب می‌بیند و معمولا همان آسیب را به فرزند خود می‌رساند.

 

بسیاری از روانشناسان، بر پایه ی آرای زیگموند فروید، کودکی انسان از نوزادی تا هشت سالگی را پایه‌ی شکل گیری بیشتر رفتارهای بزرگسالی او می‌دانند. فروید دوران اولیه زندگی را به مراحل دهانی، معقدی، و آلتی تقسیم بندی می‌کند و عدم رشد روانی فرد در بزرگسالی را در بسیاری از موراد ناشی از تثبیت او در یکی از این مراحل می‌داند.

دسته بندی های دیگری هم در این زمینه وجود دارد که شخصیت فرد را ناشی از فرزند چندم بودن خانواده می‌داند و بر مبنای تعداد خواهر و برادر بعضی از ویژگی های کلی شخصیت فرد را دسته بندی می‌کنند.نتیجه گیری کلی که می‌توان از این نظریه های روانشناسی داشت این است که، اگر بتوان هشت سال اول زندگی کودک را سالم بار آورد، می‌توان امید به این داشت که در بزرگسالی با فردی کاملا سالم از نظر روانی روبرو شد.

سئوال مهمی که باید پرسید این است که، این آسیب‌ها در این هشت سال اولیه چگونه به وجود می‌آید؟ در نگاه کلی می‌توان جامعه را مقصر دانست و پدر و مادر که نقش مجرای اصلی را برای این آسیب های اجتماعی بازی می‌کنند و این فرآیند آسیب زنندگی در یک دورباطل هم قرار می‌گیرد. فرزند از والدین خود آسیب می‌بیند و معمولا همان آسیب را به فرزند خود می‌رساند.

این دیدگاه روانشناسانه می‌تواند پهنه‌ی رمان دریای خاکستری را بیشتر بشکافد. رمانی که مملو از دورهای باطل زندگی است. قهرمان رمان درنا، دختری گرفتار به بیماری صرع است و این بیماری ناشی از ضربه‌ای است که پدر او در کودکی به او وارد کرده. این تصادف می‌تواند استعاره از آسیبی باشد که بیشتر افراد، خواسته و ناخواسته، از خانواده و والدین خود می‌خورند.

درنا با شنیدن بانگ جرس، برای دیدن شترها به کوچه می‌دود و پدر ماشین را ناخواسته در حیاط به عقب می‌راند و او را زیر می‌گیرد. این آسیب، در کودکی، خود به نطفه ای برای چالش های پدر و دختر در بزرگسالی تبدیل می‌شود. پدری که هم رنج می‌کشد و هم رنج می‌دهد اما اوج درگیری درنا با خانواده اش بر سر عشق است. درنا به کاظم، پسری از طبقه ی پایین تر از خودش، علاقه دارد. خانواده ی درنا مخالفند و اختلاف طبقاتی تنها دلیل این مخالفت است. این داستان تکراری بارها گفته شده اما آن جا این دریا عمیق می‌شود که می‌فهمیم مادربزگ درنا و کمی بعدتر حتی پدر درنا خودشان در جوانی و زندگی قربانی همین نگاه بوده و شده اند. این همان دور باطل آسیب های خانواده است که خود را در هر نسل تولید می‌کند.

پدر درنا، صدری، خود علاقه مند به پریچه مادر کاظم بوده و حتی با ازدواجش با زری جان، مادر درنا، این علاقه از بین نمی رود و صدری سعی می‌کند حداقل آن را در حد دوستی نگه دارد. چرخه‌ی قربانی که خود قربانی کننده می‌شود در رمان مدام گسترش می‌یابد. سید سالم که، خواستگار درنا است، مانند درنا دچار مشکل جسمانی  است و داستانش همان داستان درنا است، در قامت یک مرد. آیینه های روبرو!

 سید سالم عاشق سینما بوده اما عشق خود به سینما را قربانی کار و کسب حجره‌ی خانواده اش می‌کند و  می‌توانیم حدس بزنیم که پدرسید سالم هم لابد برای حفظ  کسب و کار خانوادگی باید چیزی را قربانی کرده باشد! هر چه در رمان به جلو می‌رویم این که چه چیزی قربانی می‌شود اهمیت خود را از دست می‌دهد و تنها فعل آن اهمیت می‌یابد.

درنا رمان را جلو می‌برد و با شنیدن قصه‌ی زندگی آدم‌های دور و برش رشد می‌کند. برای او همه غریبه اند حتی پدر، مادر، برادر و مادربزرگ تا وقتی قصه شان را نشنیده است. این دیدگاه در رمان انگار برگرفته از این گفته است که دشمن تو کسی است که هنوز قصه اش را نشنیده‌ای.

 در رمان فرانکنشتاین هم از آن جایی که هیولا ماجرا را روایت می‌کند، دیگر هیولا نیست بلکه خود ستم دیده‌ای است که از فرط ترس و جنون هیولا شده است. درنا، کم‌کم، متوجه می‌شود که خودش تنها قربانی نیست ولی در این رمان، شاید تنها کسی باشد که بخواهد دور باطل را به‌هم بزند و شاید این برهم زنندگی دورباطل در خواننده هم ادامه پیدا کند. او که خواسته با خواندن این رمان به قصه ی دل دیگری گوش دهد!

 

 

[1] مصرع غزلی از سعدی با همین مطلع

 

                                                                                                                                             

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها و نظرات