درباره‌ی رمان «روزهای ناکوک» نوشته‌ی مرضیه صادقی

زدودن کلیشه‌های ملال آور

نوشتن داستان‌هایی این چنینی سهل و ممتنع‌اند؛ یعنی در عین سادگی پیچیدگی‌های مخصوص خود را دارند که اگر در نوشتن مغفول واقع شوند جذابیت و نوآوری داستانی را زیر سوال می‌برند. شاغل بودن و مشکلات حواشی آن، حتا فارغ از نگاه جنسیتی، تجربه‌ای است که بشر مدرن با آن دست به گریبان است و نمی‌توان گفت که تکراری بودن آن مانع از روایت‌اش در داستان می‌شود، منتها باید روح داستان را در آن دمید تا خواندنی و شنیدنی شود و این کاری است که مرضیه صادقی در رمان روزهای ناکوک مد نظر داشته است و به خوبی از پس آن برآمده است.

سعیده امین‌زاده

هر روز صبح خیلی زود، سپیده نزده، باید بلند شوم و بزنم بیرون تا به سرویس اداره برسم؛ اغلب عصر‌ها خسته و داغان می‌رسم خانه و به کوچک‌ترین کارهای خانه نمی‌توانم برسم؛ خسته‌ام؛ کی تمام می‌شود؟

این‌ها حرفهای کلیشه‌ای است که همه‌ی ما به نوعی و در دوره‌ای آن را گفته‌ایم، یا از زبان دیگران شنیده‌ایم. این حرف‌ها آنقدر گفته و شنیده شده‌اند که اگر بشنویم در کتابی آمده، دیگر به سراغ آن کتاب نخواهیم رفت. در نگاه اول، نوشتن درباره مصائب شاغل بودن کاری ساده و کلیشه‌ای است. اما این تنها لایه‌ی رویین مسأله است. در بین نویسندگانی که چنین زمینه داستانی را دستمایه‌ی نوشتن داستان کوتاه و رمان کرده‌اند، شاید بتوان آثار محمد محمد علی را نسبتا موفق‌تر از بقیه دانست و نگاه دقیق‌تر به این آثار محمدعلی نشان می‌دهد که نوشتن این گونه داستان‌ها در عین ساده گی می‌تواند بی‌‌‌نهایت سخت باشد. محمدعلی برای زدودن کلیشه‌های ملال آور در داستان‌های این چنینی شخصیت‌های متفاوت و ماجراهایی متناسب با آن‌ها خلق می‌کند. رمان. «روزهای ناکوک» نوشته مرضیه صادقی هم سعی در قدم گذاشتن در چنین راهی دارد. در نظر اول با زنی رو به روییم که کارمند است و‌‌ همان خصوصیات زندگی کارمندی بر زندگی‌اش حکمفرماست، اما نزدیک‌تر که می‌شویم به پیچیدگی‌های شخصیتی او پی می‌بریم. مریم دچار تردیدی مدام در رفتن و نرفتن به سر کار است. سختی‌های کار و زندگی او را در همه‌ی موضوعات دچار وسواس کرده. در بسیاری از مسائل به شکلی متناقض دست به تحلیل می‌زند. لحظه‌ی بعضی چیز‌ها را مفید و خوب می‌بیند و لحظه‌ی بعد مسیر عکس آن را طی می‌کند. علاوه بر اینکه از کار زیاد و فشرده در خانه و بیرون خسته شده، نمی‌تواند در برابر همسر و خانواده‌ی همسرش بی‌تفاوت بماند که حضور او در بیرون از خانه را عامل همه‌ی مشکلات می‌دانند و می‌خواهند با اهرم‌های خاص خود او را وادارند که از کارکردن منصرف شود. شرایط محیط کار نیز به گرفتن چنین تصمیمی دامن می‌زند. درست در بین این همه فشار و در جایی که نمی‌توان توقع واکنشی جز تسلیم داشت، پیچیدگی‌های شخصیتی مریم نمایان می‌شود و او با تمام قوا در این بین راه خود را باز می‌کند. افت و خیز‌ها و چالش‌های پیش روی مریم هم خوب ساخته شده‌اند و شخصیت ماجراجو و غیر قابل پیش بینی او را در مسیر داستانی درستی پیش می‌برند.

نوشتن داستان‌هایی این چنینی سهل و ممتنع‌اند؛ یعنی در عین سادگی پیچیدگی‌های مخصوص خود را دارند که اگر در نوشتن مغفول واقع شوند جذابیت و نوآوری داستانی را زیر سوال می‌برند. شاغل بودن و مشکلات حواشی آن، حتا فارغ از نگاه جنسیتی، تجربه‌ای است که بشر مدرن با آن دست به گریبان است و نمی‌توان گفت که تکراری بودن آن مانع از روایت‌اش در داستان می‌شود، منتها باید روح داستان را در آن دمید تا خواندنی و شنیدنی شود و این کاری است که مرضیه صادقی در رمان روزهای ناکوک مد نظر داشته است و به خوبی از پس آن برآمده است.

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها و نظرات

مطالب مشابه