پرونده‌ی ویژه: «چرا باید رمان فارسی خواند؟»

نسل برتر

رمان فارسی باید خوانده شود تا نویسنده‌ی نسل جدید به پشتوانه‌ی اعتماد مخاطب، سرخوردگی سال‌های اخیر را هر چه سریع‌تر ترمیم کند، با اشتیاق بیشتری بنویسد، با اشتیاق بیشتری در رمانش جهان را تعریف و تفسیر کند و با آگاهی بیشتری نسبت به سیاست، قدرت و اجتماع موضع بگیرد.

 

از ابتدای دهه‌ی هشتاد به این‌سو و همسو با تحولات اجتماعی پس از دوم خرداد، نسلی از نویسندگان جوان ظهور کردند که اغلب متولد دهه‌های پنجاه و شصت بودند. این ظهور منجر به تغییر بنیادینی در ادبیات فارسی شد. هژمونی دهه‌ی هفتاد داستان‌کوتا‌ه‌نویسانی که اغلب خروجی جلسات گلشیری بودند پایان یافت و نویسندگان جوان به طور ویژه‌ای فرصت بروز و ظهور یافتند. نویسندگان جوان در کنار قدیمی‌ترهایی مثل حسین سناپور و رضا قاسمی و زویا پیرزاد به تولید ادبی پرداختند و دغدغه‌هایشان را در مجموعه‌داستان‌ها و رمان‌ها بروز دادند. این جریان تا هم‌اکنون هم ادامه دارد؛ با این تفاوت که با توجه به تقاضای بازار، تولید رمان نسبت به داستان‌کوتاه به لحاظ کمی افزایش یافته است. اگر چه این رشدِ کمی لزوماً به رشد کیفی منجر نشده است، اما می‌توان با قاطعیت گفت رمان‌های خوب و گاه خیلی خوبی منتشر می‌شوند که نه‌تنها ارزش خوانده شدن دارند، بلکه می‌توانند برای شناخت آسیب‌های جامعه مورد توجه جامعه‌شناسان و روان‌شناسان، برای اقتباس سینمایی مورد توجه سینماگران و حتا برای بررسی دغدغه‌های نسل جوان مورد توجه سیاستمداران قرار بگیرند. اگر آرمان‌خواهیِ نویسندگانِ نسل‌های قبل و سرخوردگی ناشی از به قهقرا رفتن آن آرمان‌ها، نویسندگان را منزوی و از جامعه دور می‌کرد، به نظر می‌رسد نویسندگان نسل جدید، نه این که سرخورده نشوند، قوی‌تر از نسل‌های قبل با سرخوردگی‌های سیاسی و اجتماعی کنار می‌آیند، آن‌ها را ترمیم می‌کنند و روزبه‌روز ارتباطشان را با جامعه و هم‌صنف‌هایشان بهبود می‌بخشند. ما نسلی هستیم که به خیابان‌ها و کافه‌ها و مردمش اعتقاد داریم. مدام توی خیابان‌ها و کافه‌ها می‌چرخیم و با مردم از خانواده و همکارهایمان گرفته تا بدنه‌ی جامعه ارتباط داریم. شبکه‌های اجتماعی بر خلاف تصور عقب‌مانده‌ی عده‌ای به ارتباط بهتر ما با هم و با مردم کمک کرده. رمان‌های ما به میمنت و مبارکی از ایدئولوژی فاصله گرفته و دارد به ژانر رو می‌آورد (رمان‌های جنایی چند سال اخیر و گرایش به سبک‌هایی جز رئالیسم محصول این گرایش نویسندگان نسل جدید است) و همان طور که می‌دانیم و می‌دانید ژانر در ارتباط با مخاطب تعریف می‌شود و ریشه‌ی شکل‌گیری ژانر اساساً «تجربه‌ی مخاطب از پدیده‌ی فرم» است. نویسندگان نسل جدید نویسندگانی هستند که به اهمیت مخاطب پی برده‌اند و مانند نویسندگان نسل‌های قبل با پدیده‌ی سیاست صفروصدی برخورد نمی‌کنند؛ آن گونه که اساساً خطاب به سیاست و برای سیاست بنویسند یا با توسل به تخیلی افسارگسیخته بی‌اعتنا به سیاست و حتا اجتماع. به امید خدا و به امیدِ نویسندگانی که روزبه‌روز بیشتر از دیروز مطالعه می‌کنند و بهتر از دیروز می‌نویسند، مردم هم رمان فارسی را مجدداً کشف خواهند کرد. رمان فارسی باید خوانده شود تا مردم بدانند نویسندگان جوانشان تکیه داده‌اند بر پشتیِ صدسال داستان‌نویسی ایران و دارند یاد می‌گیرند به جای موضع‌گیری در داستان‌کوتاه، در رمان‌هایشان جهان را تعریف و تفسیر کنند. رمان فارسی باید خوانده شود تا نویسنده‌ی نسل جدید به پشتوانه‌ی اعتماد مخاطب، سرخوردگی سال‌های اخیر را هر چه سریع‌تر ترمیم کند، با اشتیاق بیشتری بنویسد، با اشتیاق بیشتری در رمانش جهان را تعریف و تفسیر کند و با آگاهی بیشتری نسبت به سیاست، قدرت و اجتماع موضع بگیرد.

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها و نظرات

مطالب مشابه