چرا گلشیری نویسنده‌ی مهمی‌ست و از او برای ما چه مانده است؟

گلشیری و کار جمعی

در زمانه‌ای که ما تحمل همدیگر را نداریم و دشمنی‌ها جای اتحاد را گرفته است، انجمن یا محفل‌هایی با طول عمر دو سال هم پیدا نمی‌شود. ما توان احیا کانون نویسندگان را نداریم. همچنین هنوز نشانی از انجمنی دیگر که بتواند پاسخگوی نیازهای صنفی‌مان باشد نیست. گلشیری خود همواره در انجمن‌ها، محافل فکری، کلاس‌های گوناگون، هم‌عرض یا به‌عنوان استاد حضور داشت. همواره یاد گرفت و همواره آنچه را آموخته بود آموزاند و با انتشار آثارش ادبیات فارسی را قدمی روبه‌جلو برد.

علی بهمرام

گلشیری اولین داستانش را در سال ۱۳۴۰٫ در مجله پیام نوین با نام مستعار چاپ کرده است. از آن زمان تا شانزده خرداد ۷۹٫ که در اثر بیماری فوت شد، از او هشت رمان، پنج مجموعه داستان، یک فیلم‌نامه و دو کتاب در نقد چاپ‌شده است. آثارش بزرگ‌ترین میراث اوست. ویژگی دیگر او کلاس‌هایش بود در سال ۱۳۶۹٫ در گالری کسری تا زمان مرگ؛ و سر برآوردن نویسندگانی از کارگاه او که اگر اسمشان را از نویسندگان معاصر خط بزنیم. تعداد زیادی از فعالین باقی نمی‌ماند. شاید تا به امروز منتقدان ما نگاهی تفکیک‌شده به این دو ویِژگی منحصربه‌فرد گلشیری انداخته باشند؛ اما همان‌طور که از قراین برمی‌آید. این دو ویژگی بر هم اثر متقابلی داشته‌اند که از درونش گلشیری زاده شده است. در نظر اول به نظر می‌رسد که ما در مورد کلاس‌هایش در سال ۶۹٫ صحبت می‌کنیم؛ اما باید به اول سخن بازگشت. به اول حیات ادبی گلشیری. در سال ۳۹٫ و حضورش در انجمن ادبی صائب. آن‌ها بر سر قبر صائب جمع می‌شده‌اند و به شعرخوانی می‌پرداخته‌اند. تا درنهایت ساواک جلوی فعالیت آن‌ها را می‌گیرد. قدم بعدی، شکل‌گیری جنگ اصفهان است. حضور ابوالحسن نجفی، ضیا موحد و دیگران، شعرخوانی و داستان خوانی در جمع، نقد اثر، منتهی شدن به انتشار آثار در جنگ ادبی اصفهان شماره اول.
در اینجا لازم است توضیح بدهیم که حضور در چنین جمعی، برای گلشیری جوان چه می‌توانست داشته باشد. مخاطبان او در انجمن یا جنگ از جوانان مشتاق و فعال در ادبیات بوده‌اند که اگر در آن زمان به‌عنوان نویسنده‌های مطرح در نظرشان نگیریم. حداقل خواننده باهوش و درگیر با مسائل نوشتن بوده‌اند که با نقد و خرد جمعی خویش، با ساعت‌ها بحث و گفت‌وگو در مورد مسائل اجتماعی سیاسی و ادبی جدید، مدام همدیگر را به چالش می‌کشیده‌اند و از جدیدترین یافته‌ها و خوانده‌های خود با هم صحبت می‌کرده‌اند. وجود مترجمانی همچون احمد گلشیری، احمد میراعلایی و نجفی آن‌ها را با ادبیات روز دنیا و شگردهای جدید داستان‌نویسی آشنا می‌کرد.
در یک جمع‌بندی، همگان در کنار هم و باهم در این محفل رشد می‌کرده‌اند و اگر به اسم‌های آن جنگ نگاهی بیندازیم، متوجه خواهیم شد که همگی از بزرگان نسل بعدی ادبیات بوده‌اند و ساده‌انگارانه است اگر فکر کنیم که ناگهان به‌تصادف تمام نویسندگان، مترجمان و شاعران جوان آینده‌دار کنار هم جمع شده‌اند. آن‌ها به‌جز استعداد شخصی از فواید حضور در گروه بهره می‌برده‌اند. موضوع اصلی این مقاله این است که گلشیری ازآن‌رو این‌گونه سرزنده ماند که همواره زنده زیست. آن نوع از زندگی را ادامه داد که دیگر دوستانش در جنگ اصفهان ادامه ندادند. همان‌طور که در ادامه خواهیم دید، گلشیری هیچ‌گاه از این فضای جمعی دور نشد و در سرتاسر عمر با جدیدترین نوشته‌های معاصرانش و همین‌طور نویسندگان جوان پیوندی ناگسستنی برقرار کرد. او به یمن ازدواج با فرزانه طاهری و برادرش احمد گلشیری که هر دو پیشه مترجمی را اختیار کردند، همواره از سبک‌های ادبی روز دنیا مطلع بود.
او پس از جنگ اصفهان، به همراه نویسندگان هم‌عصرش، دوره دوم از فعالیت‌های کانون نویسندگان را آغاز کرد. از همان اول، در ده شب گوته، با سخنرانی در باب جوان‌مرگی در نثر معاصر فارسی، نشان داد که آگاهی بخشی را در پیگیری خود ادبیات می‌داند، نه وسیله‌ای برای اهداف دیگر. پس در اوج تنش‌های اول انقلاب، همزمان با فعالیت سیاسی کانون، جلسات داستان خوانی و نقد را فراموش نکرد. تا اینکه فضا به‌گونه‌ای تنگ شد که فعالیت‌های علنی کانون تعطیل شد. اعضای باقی‌مانده به خانه‌ها رفتند و جلسات را در آنجا پیگیری کردند. تا فضا مقداری بازتر شد؛ و گلشیری توانست در سال ۶۹٫ در گالری کسری جلسات داستان‌نویسی برگزار کند. اهمیتی که گلشیری برای ادبیات قائل بود باعث می‌شد که از هیچ‌چیز برای پیشرفت نویسندگان آینده فروگذار نباشد. به‌عنوان مثال او نویسندگان زیادی را همچون دولت‌آبادی و سپانلو به جلساتش دعوت کرد و از آن‌ها خواست تا جلساتی را به آموزش، نقد و گفت‌وگو با شاگردانش بپردازند. ازجمله با دعوت براهنی به کلاسش، می‌خواست که اختلافات شخصی‌اش با او مانعی بر سر آموزش شاگردانش نباشد. بعد از تعطیلی گالری کسری، آن‌ها دوباره جلسات را به خانه می‌برند.
گلشیری قبل از انقلاب معلم بود. او در سال‌های اول انقلاب به دعوت بیضایی به دانشکده هنرهای زیبا رفت و مشغول تدریس شد. تصور غلطی است اگر یادگیری در کلاس‌های او را یک‌طرفه و فقط از طرف شاگردان بدانیم. قطعاً او نیز با درصدی کمتر از شاگردانش می‌آموخت و با حضور هر هفته در کلاس و بحث‌های متوالی در مورد مبانی و روش‌های داستان‌نویسی خودش را تقویت می‌کرد. حال شاید کمی برایمان روشن‌تر شده باشد که چطور او با شازده احتجاب شروع می‌کند. مجموع داستان نمازخانه کوچک من را منتشر می‌کند و بعد فتحنامه‌مغان. آینه‌های دردار و در آخر جن نامه. با خواندن داستان‌های کوتاه کتاب نیمه‌تاریک ماه می‌توان به تحول نوشتاری گلشیری در طول سی سال نوشتن پی برد.
پس در یک جمع‌بندی کلی گلشیری این‌گونه زیست:
انجمن صائب: ۱۳۳۸٫ تا ۱۳۴۱٫: (مطیعی، کمال حسینی، کلباسی، ربیعی و حضور گاه‌گاه بهرام صادقی)
جنگ اصفهان دورهٔ اول: ۱۳۴۰٫ تا ۱۳۵۰٫. اعضای ثابت (حقوقی، دوستخواه، کلباسی، احمد گلشیری، موحد، نجفی، میراعلایی، تراکمه، فرخفال، مجید نفیسی)
دورهٔ دوم جنگ اصفهان در تهران: ۱۳۵۳٫ تا ۱۳۵۶٫. (اعضای ثابت: آشوری، سپانلو، امیرشاهی، سید حسینی پرویز مهاجر)
کانون نویسندگان ۱۳۵۶٫-۱۳۵۷٫ و ۱۳۵۹٫-۱۳۶۱٫
نشست پنج‌شنبه‌ها: ۱۳۶۱٫ تا ۱۳۶۷٫ (بزرگ‌نیا، پورمقدم، ثقفیان، داودی، ربیحاوی، زراعتی، سردوزامی، صفدری، عبدالهی، محمدعلی، عظیمی، آذرنفیسی، مؤذنی) و به قول گلشیری گاه‌گاه (قاسم روبین، سپانلو، مندنی پور، روانی‌پور، کوشان)
گالری کسری: ۶۹٫-۷۰٫: محمد تقوی، آذردخت بهرامی، حسین آبکنار، حسین سناپور، مهکامه رحیم‌زاده، منصوره شریف‌زاده، کوروش اسدی
این‌ها همه جدا از استعداد شخصی و روحیهٔ جنگندهٔ اوست. حال شاید باید بفهمیم که چرا نمی‌توانیم مثل او بشویم. یا چرا هم‌عصرانش نتوانسته‌اند مثل او به قله‌ها برسند.
در زمانه‌ای که ما تحمل همدیگر را نداریم و دشمنی‌ها جای اتحاد را گرفته است. انجمن یا محفل‌هایی با طول عمر دو سال هم پیدا نمی‌شود. ما توان احیا کانون نویسندگان را نداریم. همچنین هنوز نشانی از انجمنی دیگر که بتواند پاسخگوی نیازهای صنفی‌مان باشد نیست. گلشیری خود همواره در انجمن‌ها، محافل فکری، کلاس‌های گوناگون، هم‌عرض یا به‌عنوان استاد حضور داشت. همواره یاد گرفت و همواره آنچه را آموخته بود آموزاند و با انتشار آثارش ادبیات فارسی را قدمی روبه‌جلو برد.
حال ما فراموش کرده‌ایم که فواید کلاس‌ها محافل و انجمن‌ها به‌جای خود باقی است. این خود نویسنده است که باید بتواند از این جمع‌ها استفاده کند و از خود آن چیزی را بروز دهد که دیگران نتوانسته‌اند. کم‌ترین آسیب تنهایی و عدم برقراری دیالوگ بین نویسنده‌ها این است که سال‌ها بدون به چالش کشیده شدن بر سر داشته‌ها و یافته‌های شخصی خود می‌مانند و فرصت تراشیدن الماسگون اندیشه‌ها و نوشته‌های خود را با مته‌های دیگر نویسندگان نمی‌یابند.
ادبیات فارسی، شاهد حضور سی‌وچندسالهٔ گلشیری، جنگیدن و استفاده از هر فضایی برای خودآموزی اوست. موردی که با این ویژگی‌هایی خاص قبل و بعد از او مشاهده نشد.
اگر ما نمی‌توانیم آن‌گونه که او زیست، زندگی کنیم. حداقل می‌توانیم به‌عنوان پیشنهاد برای رشد شخصی خویش این راه را سرلوحه قرار دهیم.

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها و نظرات