خوان‌ما

همه‌ی خیاو می‌داند

چرا این رمان را در اینترنت منتشر کردم؟ آیا به خاطر سانسور بود؟ اگر می‌شد این رمان را روی کاغذ چاپ کرد، بعد به کتاب‌فروشی‌ها داد که مردم بخرند و به خانه‌هایشان، یا خوابگاه‌شان ببرند باز این کار را می‌کردم؟

حافظ خیاوی
پیش‌خوان

من... تو را... دوست...

وقتی که خانم منشی­ سرزده وارد اتاق شد تا آمدن مریض بعدی را خبر دهد، دکتر هِروُ پشت میز بزرگی در اتاق کارش نشسته بود و غنچه­‌ی لب­‌هایش برای ادای این کلمات شکفته شده بودند؛

"من... تو را... دوست... "

اما همین که نگاهش به منشی­­‌اش افتاد، لب و لوچه‌اش وا رفت و بی­‌هوا فریاد زد:

-"من چند بار باید بهت بگم وقتی مریض داخل اتاقه، همینطوری سرتو ننداز پایین و نیا تو؟"

خانم منشی که چشم­‌هایش از تعجب گرد شده بود، سرتاپای اتاق را در یک آن از نظر گذراند. اما چیز خاصی پیدا نکرد. بعد عقب عقب بیرون رفت و پشت سرش در را محکم بست.

منصور پیروتی
پربازدیدهای هفته

دعواهای ادبی!

از «گابریل گارسیا مارکز» و «ماریو بارگاس یوسا» تا «چارلز دیکنز» و «هانس کریستین اندرسن».

کتابخوانان غیرحرفه‌ای؛ مشتریان اصلی نشر الکترونیک

مدیر بخش تامین محتوای فیدیبو: بخش زیادی از مردم با بحث نشر الکترونیک و کتاب دیجیتال آشنا نیستند.

احیای ژانرهای فراموش شده‌ی رمان فارسی

درباره‌ی رمان «مرداد دیوانه» نوشته‌ی محمدحسن شهسواری.

رمانی با داستان‌هایی پرکشش و جذاب

درباره‌ی رمان سالتو نوشته‌ی مهدی افروزمنش.

سعی می‌کنم داستان بگویم و قصه

گفت‌وگو با محمود حسینی‌زاد درباره‌ی جهان داستان ایرانی.

سنجش
چرا مخاطبان ادبیات داستانِ ایرانی نمی‌خوانند؟
ارســال
تعداد کل نظرات : 919
نمایه
دوشنبه در سایت شما
با قرار دادن کد زیر در وب سایت خود آخرین مطالب دوشنبه را به اشتراک بگذارید